نور الدين عبد الرحمن اسفراينى

132

كاشف الأسرار ( فارسى )

پيمان برهم شكسته - هيهات هيهات لما توعدون ! بيت : پيمان شكنا بر سر پيمانت نمىبينم * طغراى وفا بر سر فرمانت نمىبينم « 2 » چگونه اين‌چنين كس را كه وى از راه فساد به راه صلاح آمده باشد به خلوت حاجت نباشد ؟ ! نه‌نه ، هيچ‌كس را از مبدأ حالت كه اين شوق و ذوق در دل بجنبد از خلوت و عزلت گزير نباشد ، زيرا كه بيخ تفرقه از دل بركنده نشود مگر به خلوت و عزلت . و در خلوت اكتساب امان يافتن است از صعوبت روز قيامت در ظلّ حقّ ، چنان كه مىفرمايد : « سبعة يظلّهم اللّه فى ظلّه يوم لا ظلّ الّا ظلّه » . يكى از ايشان آنست كه گفت : « و رجل ذكر اللّه خاليا ففاضت عيناه » ، و خلوتى را بيشتر چنين افتد . و نيز شيخ نجم الدين كبرى ، قدّس اللّه روحه العزيز ، در « رسالة السائر » آورده است كه « مريد در خلوت ذكر مىگويد تا نقوش دنيا و معاملت اهل دنيا از آينهء دل زدوده گردد ، و چون روى دل از نقوش دنيا صافى شد ، نقوش آخرت در وى پرتو زند ، و چون صافىتر شود ، حقّ تعالى در او پرتو زند از راه عكس ، و چون صافىتر شود و صقالت تمام يابد ، وحدانيّت بارى تعالى در او پرتو زند ، چنان كه عقل و جان و هوش ببرد ؛ آنگاه معرفت حاصل شود و مرد اهل تجلّى شود » . ( 38 ) پنجم صوم است ، كه آن را نيز به حضرت بارى ، عزّ اسمه ، فضيلت بسيارست ، بلكه بحقّ مخصوص است ، كه « الصوم لى و أنا أجزى به » . و نيز در ضمن آن صبرست ، و جزاى صابرى بىنهايتست ، كه « إِنَّما يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسابٍ » . « 17 » و نيز نفس را مخالف بودن است ، كه « وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى » « 18 » . ديگر چون مرد گرسنه شود ، سبل ضلالت از پيش او برخيزد و پيهى كه در چشم دل باشد بگدازد ، تا در عالم غيب نگرد و عالم ملكوت را معيّن بيند . و مشايخ طريقت ، رضوان اللّه عليهم اجمعين ، چنين گفته‌اند كه « مريد را چندان بايد كوشيد كه به مقدار سوراخ سوزنى چشم بعالم غيب درافتد » . و نيز مصطفى ، صلوات اللّه و سلامه عليه ، فرموده است كه « شيطان

--> ( 2 ) - بحر هزج - - ( 17 ) - سورهء 39 ( الزمر ) آيهء 13 / 10 - - ( 18 ) - سورهء 79 ( النازعات ) آيهء 40